یک مشت نامه

متن مرتبط با «مترو گردی» در سایت یک مشت نامه نوشته شده است

مترو گردی

  • نیلوبلاگ

    من میدانم وقتی توی مترو خسته اشد،جایی برای نشستن ندارید و حتی کلافه اید که دیرتان شده یک دفعه تحمل کردن یک بچه ی دست فروش بیاید کنارتان و بگوید میشه یه چیزی از من بخرید، سخت است، میدانم حوصله ندارید، اگر دست های کوچک سیاهش را به لبه ی مانتویان بکیرد و با قد کوتاهش لای دست و پا وول وول میکند، میدانم شاید آدامس های موزی اش را دوست نداشته باشید،یا توت فرنگی هایش را تمام کرده باشد،میدانم شما بدتان می آید که به شما بگوید خاله،ولی لطفا بدانید او فقط یک بچه ی هفت ساله است، یک بچه ی هفت ساله که نمیداند ...

    ادامه مطلب