دوباره من

خرید بک لینک

به تو فکر می کنم

آیا این تماس ذهنی شدید از نزدیکی بیش از اندازه ی روح های ما نیست؟

خسته ام ری را و باز به تو فکر می کنم

چند سال باید این راه ها را رفت و برگشت، چه قدر باید بین قطار های مزخرف دوزاری، لا به لای صندلی های سفت و پلاستیکی و خستگی این مسیر چهارصد کیلومتری مرد و زنده ماند؟

به تو فکر می کنم به سرعت های چند صد کیلومتری ترن های فرانسوی ای که می گفتی، به خط محو پر سرعتی که از پنجره ها می دیدی، به سکوت موتور و راحتی صندلی هایی که امتحان کرده ای

یادت هست قرار بود قطار های ژاپنی را ببینیم؟ بلیت های کیوتو و توکیو را سوار شویم و مسابقه شمارش درختهای قابل دیدن از پشت پنجره را برگزار کنیم؟

خوابم نمیبرد، سر درد دارم و فکر می کنم جریان هوای مانده چند درصد اکسیژن مغز من را تامین می کند؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آبان ۱۳۹۹ساعت 11:29  توسط زهرا امامیان 

یک مشت نامه...

ما را در سایت یک مشت نامه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: شنبه 1 آذر 1399 ساعت: 9:16

صفحه بندی