یک مشت نامه

متن مرتبط با «عشق یعنی یه پلاک» در سایت یک مشت نامه نوشته شده است

برای ریه های بچه های احتمالی مان

  • نیلوبلاگ

    چند وقت پیش، سر یکی از کلاس های عمومی مان، قبل از شروع بحث، استاد پرسید کدامتان تک فرزندید؟، چند نفری دست بلند کردند، دوباره پرسید به نظر شما، بدون در نظر گرفتن حرف های کتاب، اسلام یا دانشگاه، خوبی یا...

    ادامه مطلب
  • حس خوشبختی یعنی:

  • نیلوبلاگ

    وقتی از دنگ و فنگ های دنیای پیش رویتان وارد تلگرام میشوید، سری به کانال ها و گروه هایتان میزنید و پیام هایتان را چک میکنید، آدم هایی را داشته باشید که شما را فقط برای خودتان بخواهند! هر لحظه ای که آنلاین میشوید از شما جواب یک سوال گسسته، پنج خط کد برنامه نویسی و سه چهار فرمول فیزیک را نپرسند، به جایش کسانی را داشته باشید که بخواهند بدانند: خوبی؟ حالت خوب است؟ از آن روز که داشتی از خستگی میمردی بهتر شدی؟ سرما خوردگیت خوب شد؟ وقتی آن همه دلت گرفته بود که توی چشم هایت اشک جمع شد، آرام شدی؟ کتابی ک...

    ادامه مطلب
  • میهمانی کبوتر ها

  • نیلوبلاگ

    چشم هایت را ببیند جانم من شاعر نیستم اما خارج از همه ی وزن ها و آهنگ ها با ساده ترین کلمات میتوانم دوست داشتن را برایت معنا کنم تا باور کنی زندگی آنقدر ها که می گویند پیچیده نیست تنها تو چشم هایت را ببیند و کمی به حرف هایم گوش بده روزبه معین / عظر چشمان او + نوشته شده در xa0یکشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعتxa07:56xa0 توسطxa0زهرا امامیانxa0...

    ادامه مطلب
  • دیووانگی یعنی...

  • نیلوبلاگ

    xa0 من باشم، عکست را بگذارم رو به رویم، همان عکسی که خودت هم حتی نداری دکلمه پشت دکلمه، آهنگ پشت آهنگ، بگذارم بخوانند برسد به یکی از دکلمه های قدیمی! یک نفر اولش بلند، برای خودش داد بزند: «لب وا کن و با واژه بزن جادو کن» من توی چشم های قهوه ایت زل بزنم زمزمه کنم: «بنشین، خاطره ها را رو کن!» xa0 xa0 پ.ن: علی رضا آذر - هم مرگ...

    ادامه مطلب
  • عشق یعنی

  • نیلوبلاگ

    سال ها پیش، جمله ای خواندم که نوشته بود عشق یعنی مغز بیست هزار تخمه ی آفتاب گردان را داخل قوطی کبریت ریختن حالا اما، راحت میتوانم بگویم عشق یعنی روزانه بیست هزار بار صفحه ی پروفایل تلگرامش را چک کردن تایپ کردن پاک کردن و حرف نزدن......

    ادامه مطلب