خرید بک لینک
دندان تمام‌نشدنی
جمعه نهم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 9:22 توسط زهرا امامیان

باید به ترسم غلبه کنم. باید بروم تهران. باید آن عکس لعنتی دندان را بگیرم و هم به دوست مامان و هم به دکتری که معرفی کرده است نشان بدهم. با خودم میگویم هیچکس از ۴ تا جراحی و ۲ تا کشیدن دندان و ۲ سال ارتودنسی نمرده است. من هم نمیمیرم. میدانم که درد میکشم، میدانم‌ که هی باید بروم و بیایم. میدانم‌ همه‌چیز از این‌جا، از این نقطه، دور و سخت و دردناک است ولی باید ابتداش کنم. هما میگفت الآن داری به جای یک درد یک‌دفعه‌ای، ذره ذره و هرروز یک درد خیلی بیشتری را تجربه میکنی. راست میگفت، هرروزی مثل در زمان حاضر، مثل وقت‌هایی که دندانم درد میگیرد، مثل همه روزهایی که هیچی نمیتوانم بخورم و فقط آب دهنم را قورت میدهم، همه‌ی این‌روزها فکر میکنم کاش شجاع‌تر بودم و زودتر اینکار را میکردم.‌ این وضعیت واقعا آزاردهنده و دردناک است. واقعا.

برچسب: نویسنده: مهتاب میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 18:52

صفحه بندی