حمام تنها جایی است که میتوانم هجوم شدید فکرها و استرسهایم را آرام کنم. تنها جایی که میتوانم خودم را بغل کنم و زیر صدای چیک چیک قطرههایی که به سر و صورتم میخورند، فکر کنم هیچچیزی جز این لحظه وجود ندارد. هیچ تهدیدی بیرون از این محیط نیست و هیچ چیزی، مطلقا هیچ چیزی نمیتواند دستش به من برسد و نگرانم کند. گاهی وقتها فکر میکنم کاش میشد در حمام زندگی کرد.
برچسب:
نویسنده: مهتاب میرزاپور