یک مشت نامه

متن مرتبط با «تلخ» در سایت یک مشت نامه نوشته شده است

قهوه ی تلخ خانم نویسنده!

  • نیلوبلاگ

    فرض کنید جمعه جشن امضای یک کتاب باشد، نه یک کتاب معمولی، کتابی که از دو سال پیش منتظرش بودید، نه یک کتاب در انتظار معمولی، کتابی که با تک و توک متن هایش ارتباط برقرار کردید، کتابی که صفحه ی نوینسده اش را مدام بررسی میکردید کی خبر از مجوز دادنش میشود؟ حالا بعد از دو سال فکر کنید کتاب مورد علاقه تان آمده بیرون و خب؟ فکر می کنید در این موقعیت خوشحالید؟ نه! چون همه ی ذوق و شوقتان، همه ی هیجانتان صرف این میشود که بفهمید با چه کسی بخواهید بروید؟ با بچه های خوابگاه؟ بچه های دانشگاه؟ دختر اتاق رو به رو...

    ادامه مطلب
  • خواب!!

  • نیلوبلاگ

    + خواب دیدم... - میدونم... + بد بود،وقتی بیدار شدم نفس نفس میزدم یا شایدم نمیزدم!نمیدونم،میترسیدم... - الآنم میترسی؟ + الآن فقط خدا رو شکر میکنم که تو گذشته نبوده...و نیست...و - و؟ + امیدوارم که تو آینده هم نیاشه... - نیست...حالا خیلی ترسیدی؟ + تا حالا خواب ترسناک دیدی؟ - کم... + تا حالا از «خودت» تو خواب ترسیدی؟ - ... + از حرفایی که تو خواب زدی؟ - ... xa0 پ.ن: من... وقتی از خواب بلند شده بودم،عرق کرده بودم و مثل دیووانه ها با خودم حرف میزدم......

    ادامه مطلب