- میدونم...
+ بد بود،وقتی بیدار شدم نفس نفس میزدم یا شایدم نمیزدم!نمیدونم،میترسیدم...
- الآنم میترسی؟
+ الآن فقط خدا رو شکر میکنم که تو گذشته نبوده...و نیست...و
- و؟
+ امیدوارم که تو آینده هم نیاشه...
- نیست...حالا خیلی ترسیدی؟
+ تا حالا خواب ترسناک دیدی؟
- کم...
+ تا حالا از «خودت» تو خواب ترسیدی؟
- ...
+ از حرفایی که تو خواب زدی؟
- ...
پ.ن: من...
وقتی از خواب بلند شده بودم،عرق کرده بودم و مثل دیووانه ها با خودم حرف میزدم...
یک مشت نامه...ما را در سایت یک مشت نامه دنبال میکنید
برچسب: خواب تلخ,خواب به انگلیسی,خواب مار,خواب رفتن دست,خواب زده ها,خواب نوزاد,خواب دیدن,خواب سگ,خواب و بیدار,خواب های طلایی, نویسنده: بازدید: 112