یک مشت نامه

متن مرتبط با «خود» در سایت یک مشت نامه نوشته شده است

خودتان را گم و گور کنید!

  • نیلوبلاگ

    در لحظات اولیه ی بیست ساله شدنم، حرف خاصی ندارممی دانم باید داشته باشم، اما حقیقتا همه ی حرف هایم را قبلا زده ام، دیشب نشستم و یاد حرف های هما افتادم و تمام کارهایی که دو سال یا سه سال پیش گفته بود را انجام دادم، امروز خسته ترم و حتی حال ندارم به همان حرف های قبلی دیشبم برگردم و همان ها را هم کپی و پیست کنمنمی خواهم حرف های تکراری ای که همه می زنند را بگویم،...

    ادامه مطلب
  • تیتر گذشته: از تابستان خود استفاده میکنیم!

  • نیلوبلاگ

    امروز اتفاقی افتاد که یادم افتاد اینجا هم خانه ای دارم، داشتم توی فایل ها لب تاب دنبال فیلمی میگشتم که چشمم به نوشته ای خورد که یک ماه پیش نوشته بودم، همان موقع هم که نوشته بودمش نصفه ولش کردم گفتم بعدا مینویسم، ننوشتم، حالا هم، همانقدر نصفه نیمه... از تابستان خود استفاده میکنیم! هر روز صبح، ساعت هفت بلند میشوم، یک فلاسک پر آب جوش با دو قاشق چای خشک آماده میکنم، یک لیوان و یک کارد، فاطمه پنیر و گوجه میآورد، می رویم کتابخانه، هیچ کس نیست، که هیچ کس قرار نبوده باشد، کلید را از نگهبانی میگیریم، دع...

    ادامه مطلب
  • خود گم پنداری چیست؟

  • نیلوبلاگ

    مرضی است که شخص دچار یک نوع گم کردن خود میشود به این صورت که بعد از دو هفته تنهایی و سر و کله زدن با این و آنی که هیج آشنایی با آن ها ندارد و تنفس کردن هوایی که فقط به سرفه اش می اندازند و خوردن آبی که فقط موهایش را میریزند و بالا و پایین کردن در خیابان هایی که حتی اسمشان را هم نمیداند دارد به شهر خودشان برمیگردد،و تمام دو هفته ی قبل را به امید امروز و تمام لحظه لحظه ی امروز را به امید ساعت حرکت و تمام ثانیه های مزخرف توی اتوبوس را به عشق ثانیه ی ورود پشت سر گذاشته و به طرز احمقانه ای وقتی وارد ...

    ادامه مطلب