من،یک خوشحال هستم! :)

خرید بک لینک

یک زمانی مدام فکر میکردم باید یک کاری کنم،یک کار بزرگ،یه کاری که بشود بعدها به آن افتخار کنم و بگویم من این کار را کرده ام،فکر میکردم باید یک کار بزرگ کرد که زهرا امامیان،زهرا امامیان شود،یک کار بزرگ که وقتی مُردم و جنازه ام را توی غسالخانه میشستند و توی قبر میگذاشتند بگویند این همان است که آن کار را کردها،میشناسیَش که!فکر میکردم باید کسی باشم که بشناسَدَم،بگویم اگر مُردم لااقل اسمم توی تاریخ میماند،لااقل برای چند نفر یک کاری کرده ام،یک چیزی درست کرده ام،یک فرضیه ای را ابداع کرده ام،لااقل برای چند نفر حتی بعد از مرگم هم زنده میمانم و حرف میزنم،
حالا اما فقط میخواهم خوشحال باشم،فقط میخواهم خوشحال زندگی کنم،میخواهم به همه ی آدم های توی خیابان سلام کنم،سرم را توی گل های رز گل فروش کنار پل فرو کنم و یک لبخند گنده بزنم،تند تند زیر اولین باران تهران بدوم و همه ی وجودم خیس شود،توی مترو آن لاک قرمزی که دلم را برد را بخرم و به اینکه بخرم یا نه فکر نکنم،میخواهم خوشحال باشم،همه ی داستان هایی که وقتشان را نداشتم و ننوشتم را بنویسم،همه ی راه هایی که فکر میکردم خوشحالم میکردند و نرفته ام را امتحان کنم،میخواهم خوشحال باشم و سعی کنم یک کم،یک ذره و یک اپسیلون! جهان را خوشحال تر کنم!حتی اگر فردا هیچ کسی اسمم را هم یادش نیاید،حتی اگر نداند بودم یا نبودم،هستم یا نیستم،لااقل بعد از چند سال زندگی وقتی نوه ام توی چشم هایم زل میزند و میگوید تو چی هستی مامان بزرگ؟میگویم من یک خوشحال هستم!یک خوشحال!همین!!

پ.ن:اینکه آدم کسی را داشته باشد که او را با همه ی چیزهایی که ازشان فرار میکند مواجه کند و انگشت های گرمش را دور دست هایت بگیرد و بخندد و بگوید نترس،کاملا جدی توی چشم هایت نگاه کند و همه چیزهایی را که نمیتوانی بگویی را بفهمد،اینکه آدم کسی را داشته باشد که چیزهایی باشد که فقط به او بتواند بگوید و دلش گرم شود،این یعنی آدم گاهی ثروتمندترین آدم هاست و خبر ندارد!!

یک مشت نامه...

ما را در سایت یک مشت نامه دنبال می‌کنید

برچسب: من یک چاق خوشحال هستم,دانلود کتاب من یک چاق خوشحال هستم, نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 22:22

صفحه بندی