+ مثل بادبادک های بچگی؟
- از همون ها که بابا یک بار درست کرده بود و ذوق زده بود که یک بار با هم هوایش کنیم، روبان ها صورتی داشت و یک رشته ی بلند زرد، از همان رنگ هایی که دوست داشتم
+ از همان ها که بابا درست کرده بود؟
- آره، مثل همان ها، رفتم بالای بالا و مثل همانی که بابا درست کرد
+ همانی که درست کرد؟ با ربان ها صورتی و رشته ی بلند زرد؟
- همان، مثل همان رفتم بالای بالا، آنوقت مثل همان روز گیر کردم به شاخه ی درخت چنار همسایه، هیچ وقت خوب نشدم...
+ هیچ وقت؟
- هیچ وقت...
+ خوب میشی
- دوست دارم بیام
+ خب بیا
- اون بادبادکی هم که بابا درست کرده بود هیچ وقت برنگشت همیشه موند روی همون شاخه درخت چنار بزرگ همسایه
+ تا همیشه؟
- تا یه طوفان بزرگ...
ما را در سایت یک مشت نامه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 86