من ِ بادبادکی

خرید بک لینک
- مثل بادبادک های بچگی...

+ مثل بادبادک های بچگی؟

- از همون ها که بابا یک بار درست کرده بود و ذوق زده بود که یک بار با هم هوایش کنیم، روبان ها صورتی داشت و یک رشته ی بلند زرد، از همان رنگ هایی که دوست داشتم

+ از همان ها که بابا درست کرده بود؟

- آره، مثل همان ها، رفتم بالای بالا و مثل همانی که بابا درست کرد

+ همانی که درست کرد؟ با ربان ها صورتی و رشته ی بلند زرد؟

- همان، مثل همان رفتم بالای بالا، آنوقت مثل همان روز گیر کردم به شاخه ی درخت چنار همسایه، هیچ وقت خوب نشدم...

+ هیچ وقت؟

- هیچ وقت...

+ خوب میشی

- دوست دارم بیام

+ خب بیا

- اون بادبادکی هم که بابا درست کرده بود هیچ وقت برنگشت همیشه موند روی همون شاخه درخت چنار بزرگ همسایه

+ تا همیشه؟

- تا یه طوفان بزرگ...

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 20:42 توسط زهرا امامیان
یک مشت نامه...

ما را در سایت یک مشت نامه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1396 ساعت: 16:09

صفحه بندی