می دانید چه باعث می شود صدای گریه و آه و ناله از هر ۵ طبقه ی خوابگاه بلند شود؟چه چیزی مسئول خوابگاه را به هق هق بیندازد؟ چه اتفاقی می تواند کرور کرور لیوان های آب قند نصفه نیمه را روی اپن ها ردیف کند؟ بچه های واحد های مختلف را یک جا جمع کند؟ گریه های ریز و ریز و ناله های اندک اندک بچه ها، صدای ساکنان ساختمان کناری را در بیاورد؟ نگهبان را از خواب بپراند؟ برق تمام اتاق ها را روشن کند؟ همه آن هایی که برای کلاس هفت صبحشان خوابیده اند را بیدار کند؟می دانید چه اتفاقی نمازخانه، اتاق تلویزیون و سالن مطالعه ی خوابگاه را خالی میکند و ۱۴۰ دانشجو را در یک ۴ نفره جمع میکند؟ می دانید چه چیزی همه ی جزوه ها و کلاسور ها را می بندد؟ تمرین ها را نصفه میگذارد و لب تاب ها را خاموش میکند؟ چه حادثه ای صدای خنده و همهمه ی همیشگی اتاق کناری را می خواباند؟دعواهای واحد رو به رویی را خفه میکند؟
بهتان میگویم
زار زدن بی وقفه، هق هق های عمیق و از حال رفتن های مداوم یک بچه ی خوابگاهی در فوت صمیمی ترین دوستش که ما مطلقا، هیچ کداممان او را ندیدیم و نمی شناختیم
پ.ن : چه کسی برای ما ...؟
پ.ن : ما، برای چه کسی ...؟
یک مشت نامه...ما را در سایت یک مشت نامه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 91