فکر می کردم اولین روزهایی که از دانشگاه راحت شوم، وقتی هیچ پروژه، درس، تکلیف یا تمرینی نداشتم، نگران امتحان، نمره یا معدلی نبودم، تمام کارهایی که هیچ وقت فرصت نکردم انجام بدم را، حتما انجام خواهم داد. مثلا داستانم را خواهم نوشت، ورزشم را ادامه می دهم، دوستی ها و سو تفاهم های منجر به قهر شده ام را آشتی می دهم، غذاهای جدید جدید می پزم، ژله های خوشرنگ درست می کنم و تمام اتاقم را از بالا تا پایین کاغذ دیواری می چسبانم
اما چه کردم؟
تمام این مدت را فقط دراز کشیدم، سعی می کردم تعداد ستاره ها را از پنجره بشمارم، رکورد آنلاین بودن بر دقیقه را بشکنم و از یادگیری طریقه ی پمپاژ سرخرگ آئورت در کنار ابوالفضل لذت ببرم!
ما را در سایت یک مشت نامه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 88