قرنطینه
-
تاریخ: 1398/12/23 ساعت: 8:54
فکر می کردم اولین روزهایی که از دانشگاه راحت شوم، وقتی هیچ پروژه، درس، تکلیف یا تمرینی نداشتم، نگران امتحان، نمره یا معدلی نبودم، تمام کارهایی که هیچ وقت فرصت نکردم انجام بدم را، حتما انجام خواهم داد.
تاثیر استاد
-
تاریخ: 1398/10/22 ساعت: 16:21
در حین خواندن امتحان یکی از درس های این ترم که قبل از گرفتن متنفرش بودم، برایتان می نویسم:شرط لازم برای آموختن هر چیزی، استاد خوب استیک استاد باسواد، نه خیلی مهربان حتی، برای ایجاد انگیزه کافی استیک استاد باسواد خوب، شرط لازم و کافی برای لذت بردن از بدترین هاست!
یک صد و هفتاد و شش چرا؟
-
تاریخ: 1398/10/22 ساعت: 16:21
دلم تاب میخورد، لحظه هایی از صحنه هایی که هیچ وقت ندیده ام در ذهنم می گذرد، فکر میکنم حامد اسماعیلیون با دیدن دفتر نقاشی های پر پر شده ی ری را غمگین تر می شود یا وسایل پزشکی پریسا، حسی از صدای گریه ی
من نمی توانم
-
تاریخ: 1398/10/9 ساعت: 19:26
من بلد نیستم شببه تو باشم، هر وقت دیدمت محکم تر قدم بزنم، صدای خنده هایم را بلندتر کنم، نگاهت کنم و به روی خودم نیاورم، راهم را کج کنم یا عمدا جلویت با بچه های دیگر حرف های یواشکی بزنم، می دانم نمی تو
اندوه گمنام رسالت به سمت شرق
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 5:54
یک شنبه ها، وقتی از ونک بر می گردم، سوار اتوبوس های قراضه ی ونک - رسالت که می شوم، همان جایی که بعد از سید خندان پیاده می شوم، ایستگاه خلوتی که معمولا کسی سوار نمی شود، هوا سرد باشد یا نباشد، باران بی
برای ریه های بچه های احتمالی مان
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 5:54
چند وقت پیش، سر یکی از کلاس های عمومی مان، قبل از شروع بحث، استاد پرسید کدامتان تک فرزندید؟، چند نفری دست بلند کردند، دوباره پرسید به نظر شما، بدون در نظر گرفتن حرف های کتاب، اسلام یا دانشگاه، خوبی یا
برزخ من
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:57
- بدترین ویژگی شما چیست؟+ دوست داشتن بیش از حد آن هایی که زمانی دوستشان داشتم- داشتید؟+ بله- منظورتان چیست؟+ یعنی وقتی یک نفر را دوست دارم، تا مدت ها، حتی بعد از اینکه طرف قهر می کند و هر گونه راه ارت
به احترام روزهای قبل، بی لیاقت نباشیم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
هر رابطه ای روزی به پایان می رسد، دیر یا زود شما به این نتیجه می رسید که بودن و نبودن کسی آنقدرها که فکرش را میکردید دیگر برایتان مهم نیست. جنس خنده های کسی، مدل ذوق کردن، نحوه ی راه رفتن، طریقه ی تای
درد مشترک
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
اون - کاش خونمون تهران بود...من و اون - هعیاون - هی به مامانم میگم پاشین بیاین تهران، من هم شما رو داشته باشم، هم رفیقامومن - هعیاون یکیشون - خب آخه بیان تهران چیکار کنن؟اون - زندگی کنناون یکیشون - تهران جای زندگیه؟اون - الآن ما داریم چی کار می کنیم مگه؟من - هر کاری به جز زندگی
دوست
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
می دانید چه باعث می شود صدای گریه و آه و ناله از هر ۵ طبقه ی خوابگاه بلند شود؟چه چیزی مسئول خوابگاه را به هق هق بیندازد؟ چه اتفاقی می تواند کرور کرور لیوان های آب قند نصفه نیمه را روی اپن ها ردیف کند؟
درس های کم اما عمیق
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
در چهار سال درس خواندنم در دانشگاه، تعداد درس هایی که عاشقانه دوستشان می داشتم از تعداد انگشتان دست هم کم تر است، اما عمیق!آنقدر عمیق که الآن بعد از گذشت این همه وقت از پاس کردن درس "تحلیل کامپیوتری س
هــ مثل هــآنیــه
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
یک سال پیش، ترم پنج که بودیم، یک نفر به هم دوره ای هایمان اضافه شد، یک دختر چادری آرام، همیشه میز اول را برای نشستن انتخاب می کرد، سوال می پرسید، جزوه می نوشت، پروژه هایش را تماما خودش انجام می داد، ه
ما ِ دردناک
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
فکر می کردم اگر من شاهرودی نبودم، تو تهران زندگی نمی کردی، ما دو دانشجوی کرجی خوشحال بودیم که با هم خواجه درس می خواندیم، تو به جای هر روز آمدن تا جلوی خوابگاه، دم مترو منتظرم می ایستادی، من نزدیک تو
تجربه!
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
بعد از چهار سال درس خواندن در مثلا یکی از دانشگاه های خوب تهران، خدمتتان عرض می کنم اگر هدف شما از رفتن به دانشگاه کار کردن است نه درس خواندن و عضو هیئت علمی شدن، دانشگاه با دانشگاه هیچ فرقی ندارد! اینکه استاد های شما از صنعتی شریف، پلی تکنیک زوریخ و یوتا آمریکا فارغ التحصیل باشند یا از آزاد گینه ما...
ترس عمیق
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
می دانید چه چیز ازدواج ترسناک تر است؟اینکه شما بعد از 30 سال زندگی مشترک با همسرتان و داشتن دو بچه ی بالای 24 سال، در آستانه ی 50 سالگی، بفهمید او یک احمق خودخواه دیووانه است که شما تحمل زندگی کردن با او را ندارید و زار بزنید که از او متنفرید!پ.ن : واقعی!
بی خیالی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
در بین گروه های مختلف قهر کنندگان، آدم هایی که بعد از قهر شماره ی طرف را پاک نمی کنند، توی اینستا آنفالو و بلاک کردن فرد مقابل برایشان مهم نیست و در دیگر شبکه های مجازی نیز دنبال راهی برای از بین بردن اثرات قهر کننده ی مقابل نیستند برایم جذاب ترند، آن ها نشان می دهند قهر کردن و قطع رابطه گروه اول با...
مسئول خوابگاه کیست؟
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
موجودی است که شما در طول مدت زندگیتان در خوابکاه، عمرا فکر کنید که روزی دلتنگش می شوید، اما زمانی که وسایلش را جمع می کند، کارتون هایش رو یکی یکی سوار وانت می کند و با بچه ها خداحافظی می کند تازه می فهمید چه قدر وابسته اش شده اید!
زندگی و دیگر هیچ
-
تاریخ: 1398/4/5 ساعت: 0:34
می دانم زندگی روزهای بالا و پایین زیادی داردالآن که اینحا نشسته ام، به تفاوت تعداد ماه های آذر و اردیبهشت فکر میکنم، نوشته های "ه" را برای بار هزار و یکم می خوانم، با کلمه های نیکولا بغض میکنم و از دی
هَمسَر
-
تاریخ: 1398/4/5 ساعت: 0:34
- یک مرد، در نظر شما چه ویژگی اولیه ای داشته باشد که شما، در لحظه (!)، بدون در نظر گرفتن سایر ملاک های اضافه (!)، حتی بدون اندکی درنگ (!)، در جا (!)، عاشقش شوید؟پاسخ صریح، شفاف و روشن بود+ عکاس باشد!
ای همای رحمت
-
تاریخ: 1398/4/5 ساعت: 0:34
این روزها مدام به تو فکر می کنمبعد از اینکه از خوابگاه قهر کردم و بیرون آمدم، بعد از دعواهای مفصل چند روز اخیر و قهر های مزخرف چند روزه ام، حتی دیشب زمان شدید ترین زار زدن های عمرم، باز هم به تو فکر م